ورشکستگی هنری یا برگشت شجاعانه به وطن؟

ورشکستگی هنری یا برگشت شجاعانه به وطن؟

به گزارش پیلانو به نقل از خبر آنلاین، در ایام گذشته خبرآنلاین مطلبی به اقتباس از روزنامه اصولگرا، فرهیختگان منتشر کرد، گزارشی با این تیتر: «طرفداران پهلوی بازگشت قیصر به ایران را تحمل نکردند/ مسئولان مراقب باشند قیصر به سرنوشت حبیب گرفتار نشود».
این گزارش بازتاب فراوانی در بین مخاطبان خبرآنلاین داشت و با واکنش های گسترده ای از طرف آنها مواجه گردید. مخاطبان با نگاه های متفاوتی همچون نقد کیفیت هنری، پشتیبانی از بازگشت به وطن، تردید در انگیزه ها و بررسی ابعاد فرهنگی و اجتماعی به این مورد پرداخته اند که در ادامه قسمتی از این نظرات را مرور می نماییم.
انتقاد از میزان اهمیت و کیفیت کار این خواننده
کاربری با بی اهمیت دانستن این رویداد اظهار داشت: «آیا یک خواننده بی ارزش که فقط برای منافع شخصی خود بازگشته است، باید تا این حد مهم باشد؟ یک باره افراد صادراتی آغاز به بازگشت کرده اند؛ به نظر می آید تاریخ مصرف آنها منقضی شده است.»
کاربر دیگری در نقد فضای دوقطبی بوجود آمده نوشت: «به خدا سوگند خسته شده ام؛ پیش از این فقط در عرصه فوتبال و انتخابات کری خوانی می کردید و به یکدیگر توهین می نمودید، اما حالا درباب هر موضوعی این کار را تکرار می کنید. این شخص نیز یک ایرانی مانند همه ما است که حالا بازگشته و اتفاق مهمی رخ نداده است. دیگر این بحث ها را پایان دهید.»
کاربری ضمن اشاره به عدم شناخت قبلی از او بیان نمود: «۴۹ سال سن دارم و همه نوع ترانه ای گوش می دهم و فرقی میان مجاز و بدون مجوز برای من وجود ندارد، اما تاکنون راستش را بخواهید، اصلا نام قیصر را نشنیده بودم. پیش خود گفتم شاید ترانه ای از او شنیده باشم بدون آن که بدانم نام خواننده چیست، ولی وقتی به صدایش گوش کردم، بسیار غریبه بود. این آدم اصلا در خور اعتنا نیست و یک فرد ورشکسته است که هیچ ارزش تبلیغاتی نیز ندارد.»
کاربر دیگری با یادآوری سوابق کاری او اظهار داشت: «یا خدا، قیصر دیگر در اینجا چه می گوید؟ این بنده خدا نه در حرفه رستوران داری موفق شد و نه در خوانندگی؛ حالا بازگشته است که چه بشود؟»
کاربری نیز با نگاهی انتقادی به تاثیر این بازگشت بر مشکلات اصلی نوشت: «آقای قیصر که خواننده پاپ است به ایران آمد و ترانه خواند؛ آیا مشکلات کشور و اقتصاد ما حل شد؟»
استقبال و پشتیبانی از بازگشت به وطن
کاربری در جواب منتقدان این بازگشت اظهار داشت: «اگر آمدن قیصر تا این حد بی اهمیت است، چرا پهلوی چی های آشوب طلب گرفتار واهمه شده و به مرز خودکشی رسیده اند؟»
کاربر دیگری ضمن اشاره به ناامیدی مخالفان خارج از کشور عنوان کرد: «من از خواننده های لس آنجلسی فقط هایده و معین را گوش می کنم، ولی بازگشت این آقای قیصر، هر کسی که هست، جنگ طلب های خارج نشین را بسیار عصبی و ناامید کرده است؛ چون که آنها مایلند ایران ویرانه و غیرقابل سکونت باشد و آمدن هر فردی به ایران، دروغ گویی آنها را آشکار می کند. آنها از این مورد بسیار ناامید شده اند.»
کاربری با لحنی صمیمانه به او خوش آمد اظهار داشت: «سلام وطن پرست حقیقی، هم وطن عزیزم؛ بیا که آغوش وطن به روی شما وطن دوست و وطن پرست باز است. خدا پشت و پناهت باشد قیصر جان.»
کاربر دیگری ضمن ابراز خشنودی از این تصمیم بیان نمود: «من تاکنون آهنگ های شما را گوش نداده ام، ولی می گویم آقای قیصر دم شما گرم؛ ای کاش خیلی های دیگر نیز مانند شما بودند.»
کاربری نیز با تاکید بر لزوم حمایت در مقابل مخالفان نوشت: «واقعا درود بر شرفش که به وطن بازگشته است. همین که برگشته و از نظام و کشورش حمایت می کند کافی است. در ضمن، به خاطر کوری چشم وطن فروشان باید از ایشان حمایت کرد تا وطن فروشان در آتش حسرت بسوزند.»
تردید در رابطه با انگیزه ها و سوابق گذشته
کاربری ضمن اشاره به محتوای آثار گذشته او اظهار داشت: «قیصر؟ حبیب؟ همین جمله نشان میدهد مسؤلان هنوز خبر ندارند چه کسی بازگشته است. کسی که وقتی ویدئوکلیپ هایش نشان داده می شد، باید جلوی چشم کودکان را می گرفتی.»
کاربر دیگری این بازگشت را از روی ناچاری دانست و نوشت: «گول نخورید؛ این مرد آن طرف حرفی برای گفتن نداشته و از سر ناچاری رو به وطن آورده است. او از ابتدا حرفی برای گفتن و اعتبار و جایگاهی نداشت؛ اگر در اوج شهرت، درآمد و کنسرت می آمد قابل قبول بود، نه حالا که از سر ناچاری آمده است.»
کاربری با ابراز تردید جدی و مقایسه این مورد با موارد گذشته بیان نمود: «داستان حضور ایشان در اسراییل چیست؟ یادمان نرفته است که برای کاترین شکدوم هم همین قدر ذوق زده بودید.»
کاربر دیگری نیز با لحنی آمیخته به تعجب نوشت: «درود؛ به خدا سوگند، بار نخست است که اسمش را می شنوم، ولی دیدم که به تل آویو هم رفته بود. شگفتا، یا بسیار ریاکار و دورو است، یا جاسوس موساد است و یا شکارچی لحظه ها.»
بحث و تبادل نظر در رابطه با مفهوم آزادی، فرهنگ و مواضع سلبریتی ها
کاربری در یک متن مفصل با مورد خطاب قرار دادن سایر خوانندگان خارج نشین نوشت: «من یک حرفی با آقای معین دارم. آقای معین، شما در ترانه جدیدتان از آزادی حرف زدید. منظورتان کدام آزادی است؟ آیا منظورتان آن آزادی بی بندوباری بهمراه بازگشت رضا پهلوی روسیاه و خائن به مملکت است، یا منظورتان رقص ها و پارتی های شبانه است؟ دقیقاً منظورتان را از آزادی بیان کنید. کشور ما آزادی دارد، ولی در حد و اندازه متعارف و معمول. ما نمی توانیم فرهنگمان را مثل کشورهای غربی نماییم. شما و آقای داریوش طوری حرف می زنید انگار می خواهید رهبر و رئیس جمهوری مملکت بشوید. شما دو نفر خواننده هستید و برای ما محترم؛ ولی حق ندارید چیزهایی را که از حقیقت دور هستند بگویید. آزادی این نیست که همه حد و مرزهای انسانی و اجتماعی را زیر پا بگذاریم. کشور ما ایران، کشوری اسلامی و الگوی مسلمانان است. ما با فرهنگ نجابت، شهادت و امامت پیوند خورده ایم. مسیر ما مسیر آزادگی و رهبر شهیدمان و رهبر جدیدمان است؛ غیر از این افراط و تفریط است. اگر تجمعات خیابانی برای پشتیبانی از کشورمان نباشد، دشمنان سوءاستفاده می کنند. ایران کشور ما است و ما همین مدلی هستیم؛ این مدلی پرورش پیدا کرده و بزرگ شده ایم. ما از فرهنگ غرب تقلید نمی نماییم. اگر خوشتان نمی آید به زندگی خودتان ادامه دهید؛ اگر هم خواستید مثل قطره به دریا بپیوندید، قدمتان روی چشم ما است. هر کسی به دین خود.»
در جواب این دیدگاه، کاربر دیگری با لحنی انتقادی و در چالش با مفهوم طرح شده اظهار داشت: «هر کسی به دین خود؟! جالب است… دو ساعت است معین، داریوش و ملت را امر و نهی می کنید و بعد در آخر می گوید هر کسی به دین خود؟ شما نماد تناقض هستید؛ بر سر ملت می زنید و بعد جای زخم ملت را نوازش می کنید؟! هر کسی به دین خود، ولی اگر دین فردی مخالف دین این آقایان باشد کارش تمام است. همه برابریم اما یک عده پنج درصدی، بیشتر از بقیه برابرتر هستند. ایران مهد آزادی است، اما هر کتابی را نمی توانید بخوانید، هر فیلمی را نمی توانید ببینید، هر لباسی اجازه ندارید بپوشید، هر چیزی نمی توانید بخورید، هر جایی نمی توانید بروید، هر حرفی اجازه ندارید بزنید، هر مراسمی نمی توانید بگیرید، به هر کسی نمی توانید انتقاد کنید و هر شغلی متعلق به شما نیست. حتی اجازه ندارید هر طور دلتان می خواهد خدای خویش را بپرستید و جدیدا هم به خاطر آزادی بیشتر، اجازه استفاده از اینترنت را ندارید. این که در کل جهان همه چیز مجاز است ربطی به آزادی ندارد، چون ما آزادیم هر بلایی سر شما بیاوریم و البته شما هم آزادید هر طور که دلتان می خواهد ما را تحمل کنید. نمی توانید تحمل کنید از ایران بروید؛ البته مرزها بسته است و اگر بروید اموالتان ضبط می شود. این همه آزادی در کره شمالی هم نیست.»
کاربر دیگری با تمجید از ایستادگی این خواننده در مقابل فشارهای خارجی و مقایسه او با برخی سلبریتی های داخلی عنوان کرد: «وقتی یک نفر با علم به این که کاری که می خواهد بکند در حالت خوش بینانه سبب دردسر در زندگی معمولشان در قلب اروپا می شود و در حالت بدبینانه حتی جانش به خطر می افتد، اما باز هم چند ماه است جلوی همه مخالفان ایستاده و به کشورش بازگشته است، مراقبت از جانش وظیفه مسئولان کشور است. از همان روز اول جنگ، نظرات و مصاحبه های قیصر را در مورد جنگ نگاه می کردم و فکر هم نمی کردم به ایران بیاید و آهنگ اجرا نماید. این یک حرکت ریسکی برای او به حساب می آید، ولی واقعا دمش گرم؛ حالا مقایسه کنید با سلبریتی داخلی که با عناوین ستاره، اسطوره و وطن پرست حقیقی و هر چه گیرشان می آید صدایش می کنند، اما در طول این مدت صدایی از آنها درنیامده است.»
کاربری نیز این رویداد را یک آزمون برای دستگاه های فرهنگی قلمداد کرد و نوشت: «این حضور یک امتحان برای مسئولان هنری و نهادهای نظارتی است. رفتار شما کلید حضور دیگر هنرمندان آن طرف آبی است؛ درصورتیکه درایت نداشته باشید، مانند شبکه موساد اینترنشنال سبب تخریب اتحاد مردم خواهید شد.»
کاربر دیگری در مقام مقایسه او با برخی چهره های مهاجرت کرده اظهار داشت: «هر چه هم به قول شما بی ارزش باشد، در مقابل افراد وطن فروشی مثل اشکان خطیبی، مجریان من وتو، مصی علی نژاد و بازیگران درجه صدم فراری، طلا شمرده می شود.»
بالاخره، کاربری با اخطار نسبت به ابعاد سیاسی این مورد و لزوم توجه به مطالبات اصلی مردم تاکید کرد: «چرا باید برای تعدادی از مردم این خواننده خیلی اهمیت داشته باشد و واکنش نشان بدهند؟ این خواننده هم یکی از سیاستها است تا مردم را سرگرم و گمراه کنند. ای مردم، از اصل ماجرا دور نشوید که همان مطالبات به حق مردم است.»