گفتگوی مهر با مدیرعامل بنیاد رودكی-۲؛ روایت آقای مدیر از شوک های بزرگ هنرمندان را با عملکردشان قضاوت نماییم
خبرگزاری مهر-گروه هنر-علیرضا سعیدی؛
آن چه در فعالیتهای موسیقایی بنیاد فرهنگی هنری رودکی می گذرد، اگر نگوییم مهم ترین اما اساسا یکی از موثرترین و اصلی ترین شریان های فعالیت هنرمندان حرفه ای این عرصه است که فارغ از مخاطرات، حواشی و مسایل ریز و درشتی که در عرصه موسیقی سرگرم کننده وجود دارد، آمده اند تا میزبان و پوشش دهنده نیاز مخاطبانی باشند که شنونده فضای جدی تری از موسیقی هستند. مسیری که اساسا منکر وجوه «سرگرمی سازی» و «اقتصاد محور» در موسیقی نیست ولی تلاش می کند وقتی بیننده و مخاطبش از سالن اجرای برنامه بیرون می رود، در ذهن شنیداری اش فضایی متفاوت تر از آن اتمسفری شکل گرفته باشد که در سالن های دیگر تجربه می کند.
مسیری که در تعدادی مقاطع سبب تولید و اجرای پروژه های ارزشمندی در عرصه موسیقی جدی و اندیشه محور شد که البته در تعدادی موارد بواسطه مقتضیات و جبر زمانه فرآیند اقتصاد محورش بیشتر به چشم آمد و در تعدادی موارد نیز وارد راهی شد که می توانست با درایت و هدایت آگاهانه تری پیش روی مخاطبان قرار گیرد. چارچوبی پر از چالش و پرسش که در ادوار مختلف مدیریتی بنیاد رودکی و بسته به حضور مدیران مختلف با سلایق مختلف دارای نوسان بود که این مسئله می تواند مورد بررسی و تحلیل بیشتری قرار گیرد.
محمد اله یاری مدیر عامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی که در بخش اول گفتگوی مشروح خود با خبرگزاری مهر ضمن ارایه گزارشی از روند فعالیتهای تئاتری مجموعه تحت مدیریت خود به بیان نقطه نظراتش درباره ی برخی دیگر از ارکان مدیریتی بنیاد پرداخته بود، در بخش دوم و پایانی این نشست رسانه ای ضمن جواب به سوالات گزارشگر مهر درباره ی فعالیتهای موسیقی بنیاد، از اجرای چندین برنامه مختلف در عرصه ارکسترهای دولتی و دیگر حوزه های در رابطه با موسیقی آگاهی داد و در بخش دیگر از این گفتگو به ارایه نقطه نظرات خود درباره ی ماجرای عبارت «هنرمند حکومتی» و بعضی از حواشی این روزهای عرصه فرهنگ در جنگ رمضان سخن گفت.
مشروح بخش پایانی گفتگو با مدیرعامل بنیاد رودکی را در ادامه می خوانید:
* آقای اله یاری من فکر می کنم پیش از ورود به ماجراهای مربوط به تالار وحدت و تالار رودکی بد نیست از همین پهنه رودکی آغاز نماییم که در این سال ها بخصوص همین ایام جنگ رمضان می توانست همچون مجموعه موزه سینما، محل خوبی برای اجرای برنامه های موسیقایی باشد. مسیری که هر از چندگاهی هم مورد توجه قرار گرفت اما هنوز نتوانسته در قالب منسجم تری تعریف شود. آیا در این مورد به فکر برنامه ریزی مناسب و منظم تری برای اجرای برنامه های موسیقایی در پهنه فرهنگی هنری رودکی هستید؟
به نکته درستی اشاره کردید. این مورد که می تواند دربرگیرنده طرح یک انتقاد هم باشد، مستلزم بررسی بیشتری است و حتی می تواند تحول بزرگی هم بوجود آورد. امیدوارم بتوانیم در سالجاری در پهنه رودکی برای برگزاری اجراهای خیابانی برنامه ریزی هایی را انجام دهیم.
*یکی دیگر از نکاتی که به شدت در این شرایط حائز اهمیت بوده و در اینروزها بواسطه جنگ رمضان و ماجرای برگزار نشدن کنسرت ها مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته، مبحث تعرفه قیمت
بنا داریم در ۶ ماه اول تعرفه سالن ها را افزایش نداده و قیمت بلیت ها را در سطح سال گذشته نگه داریم. این فرایند برای مردم آسان تر خواهد بود و بیشتر استقبال می کنند
بلیت کنسرت ها است؛ آیا در کنسرتهای احتمالی پیش رو مخاطبان شاهد افزایش قیمت بلیت ها خواهند بود یا مقرر است فعلا تغییر نگاهی در این مورد نداشته باشید؟
طبیعتاً وقتی تعرفه سالن افزایش پیدا نکرده، بدین سبب تلاش می نماییم قیمت را متناسب با نرخ تورم، در همان سطح سال گذشته نگه داریم. جاهایی مثل تالار وحدت و تئاتر شهر و مجموعه سالن هایی که مدیریت آنها در اختیار دولت می باشد، قیمت تمام شده را با گروه هنری و مردم محاسبه نمی کنند؛ یک قیمت کفی به عنوان اجرا دارند که گروه هنری بیاید آن کف اجرا را پرداخت و تولید نماید، پس از محل بلیت فروشی هزینه هایش را دربیاورد. برای مردم هم معمولا نرخها پایین نگه داشته می شود تا طبقات متوسط بتوانند بیایند و بهره گیرند.
این ها همیشه همسان هستند؛ یعنی هر قدر تعرفه افزایش پیدا کند، قیمت بلیت هم افزایش می یابد. اما قیمت بلیت را خود گروه هنری باتوجه به وضعیت اقتصادی مردم و البته چارچوب قانونی تالار میزبان تشخیص می دهد که در چه محدوده ای بگذارد تا آسان تر فروش برود. ممکنست ارزش کارش واقعا خیلی بالاتر باشد، ولی مردمی که می آیند شاید آن قدر توان مالی نداشته باشند. در هر صورت اینها نسبتی با هم دارند. اما در هر صورت پیشبینی من این است، حالا که ما بنا داریم در ۶ ماه اول تعرفه سالن ها را افزایش نداده و قیمت بلیت ها را در سطح سال گذشته نگه داریم این فرایند برای مردم آسان تر خواهد بود و بیشتر استقبال می کنند.
* آیا درحوزه تولید، جذب منابع و حامیان مالی هم برنامه ای دارید که بتواند همسان با ماجرای تعرفه بلیت ها، در عرصه های موسیقی و تئاتر، ماجرای «تولید» را هم باردیگر به چرخه فعالیتهای بنیاد رودکی بازگرداند؟
همان طور که می دانید گروه ها وقتی اینجا می آیند، تقاضای پشتیبانی از بنیاد می کنند. بنیاد معمولاً در هر اجرا، در چهارچوب قراردادی که با گروه دارد، حمایت هایی می کند؛ میتوان گفت آن بخش از هزینه هایی که دریافت نمی گردد، جزو حمایت های بنیاد از گروه هنری است.
ما اینجا خیلی صفر و یک به مبحث نگاه نمی نماییم. بالاخره گروه هایی می آیند که مبلغ فروششان یا با مبلغ اجاره شان نمی خواند، یا آنقدر که سرمایه گذاری کردند، فروش نمی کنند یا توقع مالی داشته اند که محقق نشده، یا جنگ و یا اتفاقات اجتماعی دیگری رخداده است که آنها را با مشکلاتی مواجه می کند؛ بنیاد آنجا همراهی نشان داده است و اجازه نمی دهد گروه هنری با خاطره بد یا وضعیت مالی سخت از اینجا بیرون برود. یعنی بنیاد حمایت های پنهانی دارد که در طول سال عددش هم قابل توجه است. از آن سو، چون فکر می نماییم بازار به شکل خصوصی دارد می چرخد و گروه کار تولید می کند، اثر عرضه می کند و می فروشد بدین سبب این دخالت در بازار و هزینه مستقیم برای تولید شاید در سالیان اخیر کمتر اتفاق افتاده است.
* آقای اله یاری اگر ماجرای جنگ تحمیلی رمضان، جنگ ۱۲ روزه و اتفاقات دی ماه سال قبل را فاکتور بگیریم، فعالیت ارکسترهای زیرمجموعه بنیاد رودکی دربرگیرنده حواشی مختلفی همچون اعتراض نوازندگان در عرصه حقوق و مزایا، خروج بعضی از نوازندگان، نحوه انتخاب رهبر دائم و ماجراهایی از این دست بود که حدودا اجازه نداد، مانند سالهای قبلتر شاهد فعالیت موثرتر ارکسترها باشیم. بی انصافی است اگر تلاشهای موثر شما و دیگر همکارانتان در راستای بهبود اوضاع را نادیده بگیریم، اما بپذیرید که در این چند وقت همین حواشی در رابطه با رفت و آمد برخی به عنوان رهبر ارکستر، نحوه آزمونهای ارکسترهای دولتی را با کاهش کیفیت و کمیتی مواجه کرده که باید فکری برای ترمیم این فرایند داشت. مسیری که بد نیست از زبان شما به عنوان مدیرعامل بنیاد رودکی که پیشتر مدیریت دفتر موسیقی وزارت فرهنگ را هم به عهده داشته، شنونده دلائل این اتفاقات باشیم.
من دی ماه ۱۴۰۲ به بنیاد آمدم، در همان زمان ما یک بدهی انباشته چندمیلیاردی به ارکسترها داشتیم. ارکسترها اجرا کرده بودند، ولی بنیاد پرداخت هایش عقب تر از اجراها بود. تا این که اسفند سال ۱۴۰۲ به کمک وزارتخانه توانستیم آن بدهی چندمیلیاردی را تسویه نماییم. اتفاق دیگری هم که افتاده بود، متأثر از وقایع مهر و آبان ۱۴۰۱ بود؛ نزدیک ۴۰ نوازنده از ارکستر جدا شده بودند و رهبر ارکستر هم جدا شده بود. در این راه مجدداً آزمون گرفته شده بود و عزیزان دیگری به ارکستر اضافه شده بودند. منتها این امری اجتناب ناپذیر بود که نوازندگان جدا شده از ارکسترها، نوازندگان با تجربه ای بودند. خوشبختانه آمارها هم نشان داده است ما در عرصه فروش بلیت هم توفیق داشتیم و نسبت به سالیان قبل با رشد قابل توجهی مواجه بودیم موضوعی که در رسانه ها هم عنوان شد و فضای رسانه ای را فراهم ساخت که دربرگیرنده چالش های زیادی بود. البته با تصمیماتی که شورای هنری ارکستر گرفت، از سال ۱۴۰۳ کم کم با گفتگوهایی که انجام شد بعضی از این نوازنده ها برگشتند و در کنار نوازندگان جدیدتر فعالیتهای خودرا از سر گرفتند.
از ابتدای ۱۴۰۳ در عرصه مدیریت ارکسترها قرار شد که هم تمرینات به شکل منظم باشد، هم اجراها منظم. طبیعتاً ارکستر سمفونیک و ملی در ماه ۲ شب اجرا در تقویمشان دارند. به همین ترتیب بعد از تمرینات هفتگی، در سال ۱۴۰۳ طبق آن روال جلو رفتیم. این نکته را هم بگویم که در سال ۱۴۰۱ تعداد اجراها کم بود، در سال ۱۴۰۲ هم فکر می کنم به حد نصاب خودش نرسیده بود. اما در سال ۱۴۰۳ آن استاندارد اجراها طبق روال برنامه های بنیاد و با رهبری جناب آقای همایون رحیمیان در ارکستر موسیقی ملی و جناب آقای منوچهر صهبایی در ارکستر سمفونیک تهران انجام شد.
در سال ۱۴۰۴، آقای نصیر حیدریان به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک تهران آمدند و تمرینات منظم تر شد. ضمن اینکه در دو یا سه مقطع با نظر شورای ارکستر، رهبران میهمان داشتیم. در این خصوص سال قبل تعداد اجراهای ارکستر به ۳۵ اجرا رسید، یعنی از اجرای پیشبینی شده خودش هم افزایش یافت. بر طبق برنامه ریزی هایی هم که انجام داده بودیم ارکستر سمفونیک به لرستان، ارکستر موسیقی ملی به گیلان، مازندران و سمنان رفت و یک ارکستر نیز به نمایندگی از بنیاد رودکی به کشور ترکیه رفت که کوشش کردیم در کنار توجه به کمیت، مبحث کیفیت هم مورد توجه باشد تا مردم از کنسرت ها استقبال کنند. خوشبختانه آمارها هم نشان داده است ما در عرصه فروش بلیت هم توفیق داشتیم و نسبت به سالیان قبل با رشد قابل توجهی هم مواجه بودیم.
نکته دیگر این که برای نوازنده ها مهم بود هم قراردادشان مشخص و هم پرداخت ها منظم باشد. بدین سبب ما خودمان را مکلف کردیم در ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ در همان تاریخ آخر ماه که بدنه کارمندی بنیاد حقوق می گیرند، ارکسترها نیز دریافتی ماهانه شان را بگیرند. خوشبختانه این صورت گرفت. حتی در سال ۱۴۰۴ نوازندگان این مطالبه را داشتند که حق الاجراهایشان را همراه با حقوق بگیرند، این اتفاق هم افتاد. همینطور مبحث بیمه تکمیلی برای هنرمندان ارکستر توسط بنیاد انجام شد. از طرفی وام هایی که پرسنل بنیاد می گرفتند به حوزه ارکستر هم تسری پیدا کرد که اگر مایل باشند، نوازنده هایمان هم می توانند از آن بهره گیرند.
این روند تا دی ماه سال ۱۴۰۴ ادامه داشت تا این که اتفاقات و حوادث سیاسی و اجتماعی دی ماه فعالیتها را قدری متوقف ساخت تا رسیدیم به جشنواره های هنری فجر؛ اسفند هم که جنگ شروع شد، طبیعتاً نوازندگان ما (با توجه به این که برخی از آنها اهل تهران نبودند) برگشتند و ادارات در اسفند کاملا تعطیل شد. مسیری که سبب تعطیلی کنسرت ها و برنامه های فرهنگی هنری شد اما ما کوشش کردیم در همین ایام جنگ تحمیلی رمضان فعالیتها را کم کم شروع نماییم که پیرو این تصمیم مرکز آموزش های بنیاد رودکی آغاز کننده این روند در ۲ حوزه موسیقی و نمایش بود. در روزهایی هم که ترک مخاصمه نبود، ما تولیداتی را داشتیم که پیش روی مخاطبان قرار گرفت. این روند به نحوی ادامه پیدا کرد که ارکسترهای بنیاد در برنامه های مختلفی همچون «امین ملت ایران» و روز ملی خلیج فارس تقویم اجراهای ارکستر در شرایط عادی تا آخر سال نوشته شده و هفته آتی در جلسه هیات مدیره ارایه و تصویب می شود. چون که مجموعه مدیریتی بنیاد اصرار دارد تحت هر شرایطی ارکسترها فعالیت شان را انجام بدهنداجراهایی داشت. آقای حیدریان (رهبر ارکستر سمفونیک تهران) هم که برای ادامه درمان بیماری شان خارج از کشور بود بزودی باز می گردند و در کنار ارکستر سمفونیک تهران به فعالیت ادامه می دهند. در این چارچوب تقویم اجراهای ارکستر در شرایط عادی تا آخر سال نوشته شده و هفته آتی در جلسه هیات مدیره ارایه و تصویب می شود. چون که مجموعه مدیریتی بنیاد اصرار دارد تحت هر شرایطی ارکسترها فعالیت شان را انجام بدهند.
* باتوجه به وعده هایی که برای تکمیل تقویم اجراهای ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر موسیقی ملی ایران دادید، می توانید از برنامه های پیش رو که مقرر است توسط این مجموعه اجرا شود به نکاتی اشاره داشته باشید؟
بله. قطعات خیلی خوب و جدیدی برای ارکستر نوشته شده است. امسال هزار و پانصدمین سال میلاد پیامبر اعظم است؛ در این خصوص یک کار بزرگ به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی نوشته شده که بنا داریم آنرا اجرا نماییم. یک کار دیگر در وصف مقام مادر نوشته شده که اجرا خواهد شد. یکی دو کار دیگر هم در مرحله آهنگسازی و نوشتن هستند که بزودی درباره ی هرکدام از آنها اطلاع رسانی می شود. فکر می کنم ان شاءالله اگر شرایط امسال خوب باشد و بتوانیم شاهد از سرگیری اجراهای عمومی باشیم، سال پرباری برای ارکسترها در انتظار است. به هر ترتیب در حالی که جامعه احتیاج دارد هنرمندان و گروههای هنری همراهی و هم آوایی خودرا با مردم نشان بدهند (مثل شرایط جنگ)، تلاش می نماییم این اتفاق امسال هم بیفتد.
البته در کنار فعالیتهای ۲ ارکستر سمفونیک تهران و موسیقی ملی ایران باید به مبحث فعالیتهای «ارکستر سازهای ایرانی» هم اشاره کنم که سال قبل نخستین اجرای فعالیتهای خودرا برگزار کرد. چارچوبی که بنا داریم علاوه بر برگزاری چند کنسرت در تهران، برنامه ریزی هایی را برای برگزاری کنسرت در چند شهر مختلف کشور انجام دهیم که این ارکستر مهم بتواند حداقل هر فصل اجرائی داشته باشد. البته آن چه درباره ی رهبری ارکستر سازهای ایرانی مشخص شده، حضور رهبران میهمان است که در هر کنسرت هنرمندان مختلفی هستند.
* آمدیم و این جنگ تحمیلی ادامه پیدا کرد؛ آیا مدیریت بنیاد رودکی برنامهای طراحی نموده که بتواند در ۲ مسیر ایام جنگی و غیرجنگی ۲ رفتار مدیریتی داشته باشد تا فعالیتهای فرهنگی هنری این مجموعه به صورت کامل متوقف نشود؟
هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ ۴۰ روزه رمضان، یک شوک در ایام ابتدایی به جامعه وارد می شد، اما در همه حوزه ها دیدیم مردم خودشان را با گذر از آن نوسانات به تعادل و زندگی عادی رساندند. حوزه هنر هم همین است. روزهای اول شاید شوکی ناشی از جنگ وجود داشت، اما بلا فاصله همه تلاش کردند تولیدات هنری را آغاز کنند. بنیاد هم همین کار را کرد؛ در هر ۲ جنگ، یکی دو روز پس از شروع جنگ کوشش کرد آثار هنری تولید نماید.
درباره ارکستر هم به همین شکل است. یک بخش برنامه های سالانه منظم ارکستر است و یک بخش دیگر، آن دسته از برنامه هایی است که توقع می رود در آن ارکستر با جامعه همراهی کند، تاب آوری اجتماعی و نشاط اجتماعی را افزایش دهد و روحیه استقامت ملی را تقویت کند. فعالیتهای هنری به این موارد کمک می کنند و ارکستر از آن مجزا نیست و وظیفه داریم این کار را بکنیم.
* البته من امیدوارم بواسطه روحیهای که از شما سراغ دارم تلاشی کنید تا حواشی سال قبل ارکسترها بخصوص در ماه های پایانی سال که منجر به قهر و کناره گیری نوازندگان تراز اول شد، مرتفع شود. فرآیندی که باید هرچه سریعتر صورت گیرد و قهرکرده ها به خانه خودشان بازگردند.
همین الان همان چند نفر در شرف برگشت بوده و شورای هنری دارد برایشان تصمیم می گیرد که بیایند و تمریناتشان را انجام بدهند.
* فارغ از ماجرای ارکسترها که طبیعتا دربرگیرنده همه سیاستهای اجرائی بنیاد رودکی، مشخصاً در عرصه موسیقی نیست آیا در عرصه پشتیبانی از هنرمندان جوان، سیاستهای اجرائی و حمایتی برای برگزاری کنسرت در تالار (حالا نه وحدت، بلکه تالار رودکی) برنامه ریزی خاصی هست؟ اگر هست، لطفاً حداقل برای ۶ ماه اول سالجاری اشاره کنید چه برنامههای مدنظرتان قرار دارد؟
زمانی که در دفتر موسیقی و انجمن موسیقی بودم، فکر می کردیم گروه ها برای حمایت رجوع می کنند اما ممکن بود دفتر یا انجمن از نظر مالی توان کافی نداشته باشند. ولی مبحث سالن ها می توانست پیشنهاد و امکان خوبی باشد، بویژه در عرصه موسیقی ایرانی، موسیقی نواحی و کلاسیک؛ گاهی همان پرداخت ۲۰ یا ۳۰ میلیون تومان اجاره سالن برای گروهی که ۱۰۰ تا ۱۲۰ صندلی برای فروش در تالار رودکی دارد و فقط با قیمت خاصی می تواند بلیت بفروشد، دشوار می باشد. از همان موقع در دفتر موسیقی و انجمن فکر می کردیم که تعامل خوبی با بنیاد وجود داشته باشد.
در آن برهه، دو یا سه طرح حمایتی پیشبینی شد که از سالن رودکی استفاده کنند؛ به این معنا که بنیاد وجهی برای سالن نگیرد و اجازه دهد گروه هنری بیاید نقش ایفا کند. وقتی به بنیاد آمدم، ۲ مسیر پیشبینی کردیم؛ یکی طرح هایی مثل «طرز تازه» که هنرمندان حرفه ای و جوانی که کار هنری قابل توجهی عرضه می کنند با معافیت درصد قابل توجهی از هزینه سالن تحت پوشش سیاستهای حمایتی طبیعتاً هر نوع حمایتی که دفتر موسیقی، انجمن و معاونت انجام دهند، وظیفه ما همراهی است. در این مورد، سال قبل دفتر موسیقی یک یا دو گروه را معرفی نمود که تالار رودکی در اختیارشان قرار بگیرد بنیاد قرار بگیرند. مسیری که منجر به پشتیبانی از ۱۶ گروه موسیقایی شد. حتی در تالار وحدت هم مثلا یک دفعه تخفیف ۵۰ درصدی داده شد تا یک گروه دونوازی خوب اجرای خودرا انجام دهد. در رودکی هم فکر می کنم در عمده موارد، اجاره سالن گرفته نشد. پس این سیاست قطعی بنیاد برای پشتیبانی از موسیقی جدی است. امسال هم هیات مدیره با آن موافق است. من ۲ بار سال قبل با دفتر موسیقی مکاتبه کردم (چون آن فضا را لمس کرده بودم) که ۲ کار با دفتر موسیقی انجام دهیم؛ اول، اگر دفتر و انجمن به این نتیجه رسیدند که از گروهی حمایت کنند، اعلام کنند تا آن تاریخ را در رودکی برایشان خالی نماییم، حتی از پیش بگویند ۱۰ شب یا ۲۰ شب، رودکی خالی باشد و ما اینروزها را در اختیار دفتر موسیقی و انجمن قرار می دهیم. دوم، در عرصه ارکسترها حتی نامه زدیم که اگر دفتر موسیقی رپرتوار خوبی پیشبینی می کند که ارکستر ملی یا سمفونیک اجرا کند، قابل انجام است. مثلا می گوییم از الان اجرای دی ماه ارکستر را شورای هنری تعیین نکند، بلکه دفتر موسیقی قطعات اجرائی را پیشنهاد کند. امسال هم این ۲ سیاست وجود دارد؛ هم درباره ی سالن، هم درباره ی ارکستر.
طبیعتاً هر نوع حمایتی که دفتر موسیقی، انجمن و معاونت انجام دهند، وظیفه ما همراهی است. در این مورد، سال قبل دفتر موسیقی یک یا دو گروه را معرفی نمود که تالار رودکی در اختیارشان قرار بگیرد. در ارتباط با رپرتوارها هم، برنامه سال قبل برای بزرگداشت شهید سلیمانی برگزار شد که دفتر موسیقی اعلام نمود. در این چارچوب بنده باز هم اعلام آمادگی می کنم. ممکنست مثلا روز حافظ پیش رو باشد و اعلام کنند رپرتوار مناسبی پیشبینی کرده ایم، یا مناسبت ملی دیگر، یا می خواهیم بزرگداشتی از یک بزرگ موسیقی بگیریم و قطعات اجرائی بیشتر آثار آن آهنگساز ایرانی باشد. در هر صورت از جانب بنیاد برای دفتر و انجمن موسیقی آغوش بازی وجود دارد.
* الان در عرصه هزینه ها، بنیاد رودکی با چه مشکلاتی مواجه است؟
یک بخش کمک هایی است که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سالانه دریافت می کند؛ یک بخش هم درآمدهایی است که از محل سالن ها یا جذب حامیان مالی دارد. مجموع این ها هزینه های بنیاد رودکی را پوشش می دهد. بنیاد به اعتبار این که حکم یک مجموعه میراثی دارد و با این تعداد سالن و امکانات فنی، مجموعه گرانی از جهت نگهداشت است. طبیعتاً هر کسی مسئولیت دارد، دائماً باید مراقب باشد تا این مجموعه را نگه دارد و به پیش برد امور کمک نماید. شما مستحضرید اینجا و برج آزادی حساسیت دارند؛ کوچک ترین تغییرات، رسانه ای می شود، کوچک ترین تحولاتی اگر حس گردد در راه هنری برای این ساختمان اتفاق نیفتاده، رسانه ای و انتقادآمیز می شود. از این جهت، ماجرای مدیریت در عرصه هزینه ها کار سختی است. اما به هر صورت مجموع کمک های دولت، درآمدهای سازمان و حامیان مالی (اگر بنیاد موفق به جذبشان شود) هزینه های یک سال بنیاد را پوشش می دهد.
* آقای اله یاری به عنوان یک مدیر فرهنگی چه پیشنهادی دارید که این فضای پر از تنش و دعوا را تبدیل به فضایی آرام کنیم؟ بواسطه وحدتی که در جنگ رمضان شاهد بودیم و انسجام و حفظ تمامیت ارضی که مردم ما به آن اشاره داشتند، فکر می کنید باید چه اتفاقاتی رخ بدهد تا شاهد آشتی حداکثری در عرصه فرهنگ و هنر بخصوص با تأکید بر موسیقی باشیم؟
من در کارهای فرهنگی هنری معمولا به میانگین و معدل نگاه می کنم، نه نمره. نقطه ای که ممکنست در یک نقطه کم و در نقطه دیگر بالا باشد. یک کار اگر معدل خوبی داشته باشد، قابل دفاع است. با این مبنا، معدل یا میانگین عملکرد هنرمندان در هر واقعه سیاسی- اجتماعی همیشه خوب بوده است. طبیعتاً ممکنست ۱۰۰ هنرمند در یک مبحث هم راستا نبوده باشند، اما این طور نبوده که ۱۰۰ هنرمند یا جامعه هنری خودشان را کنار بکشند.
در همان ۴۰ روز جنگ رمضان، روز اول تعدادی هنرمند پیش قدم شدند و کم کم جمعیت های مختلفی از هنرمندان در عرصه های مختلف به آنها پیوستند. آن قدر سرعت مردم زیاد شده و خود مردم پیشگام هستند که چه منِ مدیر کوچک فرهنگی و چه هنرمندمان احساس می کند از این سرعت مردم جا می ماند؛ ما باید بدویم تا به مردم برسیم. مردم خیلی منسجم و متحد عمل می کنند.
هنرمندان هم جزو باهوش ترین اقشار هستند؛ یعنی همیشه زودتر از بقیه متوجه تحولات اجتماعی می شوند. همین حضوری که هنرمندان در خرابه های باقیمانده از بمباران دشمن، در بین زحمتکشان آتش نشانی و هلال احمر، در بیمارستان ها و در خلق آثار داشتند، موجب شد آن دسته از هنرمندانی هم که ممکن بود به خاطر خجالت، نگرانی یا اضطراب عقب ایستاده باشند، گام هایی بردارند و جلو بیایند. امیدوارم این انسجامی را که الان در فضای عمومی مردم و فضای هنری درحال وقوع است قدر بدانیم و بتوانیم تداومش بدهیم.
*این کلیدواژه «حکومتی بودن» و «حکومتی شدن» که به برخی هنرمندان نسبت می دهند، عبارات پرتناقضی هستند که برخی ها تلاش می کنند که با تعمیم آن، فرایند «جداسازی» را عمیقتر و وسیع تر جلوه دهند، مسیری که سبب شده هنرمندان برای همراهی کمی عقب تر یا محتاط تر عمل کنند تا مردم و مخاطبانشان به آنها چنین نسبت هایی را ندهند. فکر می کنید در این شرایط به اصطلاح حساس کنونی بشود کارهایی کرد تا در این انسجام و آشتی، فاصله بین دولت و مردم و هنرمندان را نزدیک تر کنیم؟
ببینید، به همان اندازه که شما اشاره کردید، تلاش دشمن برای ایجاد دو قطبی سازی، فاصله، انشقاق و انفکاک وجود دارد. اما ما باید به یک حقیقت توجه داشته باشیم: هر کسی کارکرد و کاربردی دارد. مثلا فرض کنید مقرر است یک شب ارکستر آثاری را اجرا نماید که احتیاج به خواننده ایرانی دارد؛ هیچگاه سراغ خواننده ای با حنجره کلاسیک نمی روید، چون ارکستر به هم می ریزد. پس متناسب با هر برنامه ای، باید از کمک و همراهی هنرمندی بهره مند شد که در اختیار است.
ما باید نگاه نماییم برای چه مناسبتی و چه برنامه ای، کدام دسته از هنرمندان باتوجه به روحیه و سابقه شان می توانند نقش ایفا کنند. ممکنست بهتر باشد به هنرمندی در یک مناسبت فشار نیاورید و اجازه دهید ۲ ماه یا ۳ ماه بعد خودش یک کار ملی بزرگ خلق کند. همان هنرمند در روال هنری خودش، حتما آن تولیدی که ۲ ماه بعد خواهد داشت، یک ذخیره و اندوخته برای کشور است. هنرمندانی هستند که خیلی سریع واکنش نشان می دهند؛ چه بسا همین الان بیایند و تولیدات نمایشی، تجسمی و موسیقی را آغاز کنند. پس این یک سبد متنوع است که هر کدام کارکرد خاص خودرا دارند، مثل خانواده ای که هر عضو در آن کارکردی دارد.
این که ما توقع داشته باشیم همه هنرمندان یک دفعه در همان لحظه کاری یا واکنشی انجام بدهند و بعد اگر من آن کار را در آن لحظه انجام ندادم مورد بهتان قرار بگیرم، دقیقا همان چیزی است که دشمن می خواهداین که ما توقع داشته باشیم همه هنرمندان یک دفعه در همان لحظه کاری یا واکنشی انجام بدهند و بعد اگر من آن کار را در آن لحظه انجام ندادم مورد بهتان قرار بگیرم، دقیقا همان چیزی است که دشمن می خواهد. اگر این شکاف و اختلاف را به رسمیت بشناسیم، آن موقع هر کاری که هر هنرمندی با فاصله زودتر یا دیرتر انجام دهد، در سبد اقداماتِ افزایش تاب آوری و انسجام خواهد نشست.
*حال باتوجه به تمامی مواردی که برای ماجرای مدیریت فرهنگی اشاره کردم، در این ۲ سال و ۳ ماه که در سمت مدیریت بنیاد رودکی حضور داشتید، اگر بخواهید خودتان را در منصفانه ترین شکل ممکن نقد کنید، چه نقدی به خودتان وارد می کنید؟ چه کارهایی را می توانستید انجام بدهید و ندادید؟
عرض کنم که کوشش های خوبی برای مساعدت با نگهداشت این بنا به کمکِ سازمان برنامه و بودجه در این ۲ سال صورت گرفت و بودجه هایی برای تملک جذب شد. مثلا پشت صحنه رودکی که عمده حضور هنرمندان آنجاست، واقعا کهنه بود که الان کاملا نو شد. یا مرکز آموزش که محل رجوع خانواده ها بود و از جهت ساختمانی، قدیمی بود، کاملا به روز شد. تالار حافظ و برج آزادی همچنین، تأسیسات و سرمایشی گرمایشی بنیاد هم تقریبا با درصد قابل توجهی در این ۲ سال بروزرسانی شده و ما تا حد زیادی خیالمان از جهت اتفاقات ابنیه ای و تأسیساتی برای این مجموعه راحت است.
اما به جهت فعالیتهای فرهنگی هنری، طبیعتاً می دانید (من گرچه سالیان زیادی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کار می کنم) ولی خودم آدم هنرمندی نیستم. اگر خودِ آدم صاحب هنر باشد، طبیعتاً می تواند سرعت و قدمهای بیشتری بردارد. من تلاش کردم از نظرات هنرمندان و متخصصان استفاده کنم. حتما اگر هنرمندی امروز در خانه است یا اجرا نمی کند (در موسیقی یا نمایش)، بخش قابل توجهی از آن ایراد متوجه منِ مسئول است. اساسا این بخش طبیعتاً به هر کسی که مسئولیت فرهنگی هنری دارد بازمی گردد؛ یعنی ایجاد رغبت برای حضور حداکثری هنرمندان در صحنه.
به سهم خودم، فکر می کنم این انتقاد وارد است که نتوانستیم همه هنرمندان مایل به کار را روی صحنه بیاوریم، چه در موسیقی، چه در نمایش، چه در سایر حوزه ها. باتوجه به شرایط جدید اجتماعی و فرهنگی در جامعه، نوع نگاه مدیران به فعالیتهای هنرمندان چه در عرصه ممیزی، چه نظارتی، چه اجرائی باید مهربانانه تر باشد برای اینکه هنرمندان خط قرمزها را می شناسند.
*فکر می کنید در این دوره ی جدید (که ان شاءالله به آن «پساجنگ» می گوییم) اتفاقات بهتری در نوع مواجهه مدیریت فرهنگی کشور با هنرمند شاهد باشیم یا نه؟
من خیلی خوشبین هستم. چون همیشه وقتی دشمن خارجی به کشور تعرض کرده، پس از آن همگرایی و انسجام را در مردم دیده ایم، روحیه ملی گرایی تقویت شده و این موجب خیر و برکت بوده است. فکر می کنم الان هم در چنین مقطعی هستیم؛ یک انسجام داخلی شکل گرفته که روزبه روز بیشتر می شود. این کمک می نماید در ماه ها و سالیان پیش رو، اعتمادبه نفس و روحیه ملی مان تقویت شود. اشکالات گذشته را لمس کرده و فکر می کنم از آنها درس گرفتیم. ان شاءالله آن اشکالات برطرف شود و این انسجام را حداقل در عرصه فرهنگ و هنر بیشتر خواهیم دید.
* تصمیم گرفتم پس از هر مصاحبه در ۱۴۰۵، یک خبر خوب از یک مدیر فرهنگی برای پایان مصاحبه هایم داشته باشم. خبر خوب مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی برای اهالی فرهنگ و مخاطبان در ۱۴۰۵ (حداقل در ۶ ماه اول) چیست؟
فکر می کنم در ارتباط با سالن ها، آن اتفاقی که می تواند امیدبخش باشد این است که نرخ سالن ها را در نیمه اول سالجاری افزایش نخواهیم داد. ضمن این که هیات مدیره این ذهنیت باز را دارد که از فعالیتهای مورد نظر حمایت کند. اگر گروههای هنری با مضیقه مالی مواجه باشند، این کمک را خواهد نمود. مساله دیگر این که به شدت در همین یک ماه گذشته داریم تلاش می نماییم حامیان مالی جذب نماییم تا به آن سؤال شما برسیم؛ هم در عرصه موسیقی و هم در عرصه نمایش، بتوانیم ۲ یا ۳ کار پرارزش را تولید نماییم. فکر می کنم ان شاءالله به نتیجه برسد و گروههای هنری که بیایند و دست اندرکار شوند، حتما منتفع خواهند شد. به اجمال، نقطه ای که ممکنست در یک نقطه کم و در نقطه دیگر بالا باشد. آن قدر سرعت مردم زیاد شده و خود مردم پیشگام هستند که چه منِ مدیر کوچک فرهنگی و چه هنرمندمان احساس می کند از این سرعت مردم جا می ماند؛ ما باید بدویم تا به مردم برسیم. اینکه ما توقع داشته باشیم همه هنرمندان یک دفعه در همان لحظه کاری یا واکنشی انجام بدهند و بعد اگر من آن کار را در آن لحظه انجام ندادم مورد بهتان قرار بگیرم، دقیقا همان چیزی است که دشمن می خواهداین که ما توقع داشته باشیم همه هنرمندان یک دفعه در همان لحظه کاری یا واکنشی انجام بدهند و بعد اگر من آن کار را در آن لحظه انجام ندادم مورد بهتان قرار بگیرم، دقیقا همان چیزی است که دشمن می خواهد.
منبع: پیلانو
